گروه ادبیات فارسی آموزش وپرورش استان کرمانشاه
 

www.kurdpress.com
www.kurdpress.com
1433 الجُمْعَة 19 جمادی‌الثانی / Friday, May 11, 2012 / ۱۳۹۱ جمعه ۲۲ اردیبهشت
 
آخرین اخبار:
 
 
علی سهامی در گفتگو با کردپرس:
"بلوط" یک نشان جغرافیایی برای زاگرس نشین هاست
سرویس فرهنگ و هنر _ علی سهامی از انتشار جدید ترین اثر خود با نام «در ساعت بلوط» و توزیع آن در نمایشگاه کتاب تهران خبر داد.
 
 

 
این شاعر و نویسنده گیلانغربی در گفتگو با کردپرس با بیان اینکه «در ساعت بلوط» توسط یک ناشر تخصصی در زمینه شعر روانه نمایشگاه کتاب تهران شده است، گفت: انشاراتی فصل پنجم این کتاب را با تیراژ 1100نسخه منتشر کرده است.
وی افزود: این کتاب شامل اشعاری است در قالب غزل که حاصل 15 سال سروده های من می باشد.
سهامی با بیان اینکه برخی از اشعار این کتاب در جشنواره های مختلف مقام آورده است افزود: از جمله این جشنواره ها می توان به کنگره ی بین المللی شعر دفاع مقدس اشاره کرد که در سال 84 به عنوان شاعر برگزیده آن جشنواره انتخاب شدم.
علی سهامی نام این کتاب را یک ترکیب آشنایی زدا دانست و گفت: بلوط نشانه ی جغرافیایی زاگرس نشین ها می باشد و اسم یکی از اشعار موجود در کتاب است.
این شاعر مطرح در عرصه شعر کردی در پایان عنوان کرد: اثر دیگری نیز با عنوان «بومیانه ها و عامیانه ها» در دست چاپ دارم که شامل مقالاتی در خصوص کرمانشاه است و در آینده ی نزدیک توسط نشر باغ نی منتشر می شود.
گفتنی است پیش از از علی سهامی این آثار دیگری با نام های «کجاست عاشقانه ها جهان»، «مشاهیر ایران» و «عارفان مکتب دینور» منتشر شده است.

 

 
 

کد مطلب: 26179  |  تاریخ: ۱۳۹۱/۲/۲۲  |  ساعت: ۹ : ۲۹

 
 
 
FaceBook   Twitter   Delicious   Digg   Buzz   Google Bookmarks   کلوب  

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳٩۱ - گروه ادبیات استان کرمانشاه

کتاب های علی سهامی

علی سهامی
1.
عارفان مکتب دینور: قرن سوم و چهارم هجری  
عارفان مکتب دینور: قرن سوم و چهارم هجری
پدیدآورنده: علی سهامی
ناشر: باغ نی - 07 دی، 1390
قیمت پشت جلد:  25000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
2.
در ساعت بلوط  
در ساعت بلوط
پدیدآورنده: علی سهامی
ناشر: فصل پنجم - 04 اردیبهشت، 1391
قیمت پشت جلد:  22000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
3.
ابوعلی سینا  
ابوعلی سینا
پدیدآورنده: علی سهامی
ناشر: تیرگان - 21 مرداد، 1387
قیمت پشت جلد:  10000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
 
بازخورد جستجو
آیا نتیجه ای را که در جستجوی آن بودید پیدا کردید؟ بله خیر
چنانچه سوالی در مورد نحوه خرید کتاب در سایت دارید، لطفا راهنما را ببینید.
 
     
   
  • افراد موفق
    www.adinebook.com    جدید - افراد موفق چگونه می اندیشند اثر جان ماکسول
 
   

بسط دادن نتایج
حذف پدیدآورنده: علی سهامی
حذف جستجوی پیشرفته
محدود کردن نتایج
فلسفه و روانشناسی (1)
دین (1)
 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳٩۱ - گروه ادبیات استان کرمانشاه

 

قرار با دکتر سهامی در ساعت بلوط !
علی سهامی شاعر و پژوهشگر این سالهای دیار کرمانشاه چهارمین کتابش را به به بازار نشر فرستاد . در ساعت بلوط نام زیبایی است که دکتر سهامی برای کتابش برگزیده است این کتاب که به اهتمام انتشارات فصل پنجم پا به دنیای کتاب نهاده دومین مجموعه شعر فارسی این شاعر نام آشنای گیلان غربی ...

 

علی سهامی شاعر و پژوهشگر این سالهای دیار کرمانشاه چهارمین کتابش را به به بازار نشر فرستاد . در ساعت بلوط نام زیبایی است که دکتر سهامی برای کتابش برگزیده است این کتاب که به اهتمام انتشارات فصل پنجم پا به دنیای کتاب نهاده دومین مجموعه شعر فارسی این شاعر نام آشنای گیلان غربی است .

دوستداران این اثر می توانند در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران « در ساعت بلوط» را از انتشارات فصل پنجم تهیه نمایند . ضمن آرزوی توفیق برای این شاعر و پژوهشگر ، غزلی را از مجموعه شعرش با هم می خوانیم :


شاعر به گل ، به سایه  باران سلام کرد

شاعر به باغ و سرو خرامان سلام کرد 

 

وقتی بهار شعر خداوند را سرود

شاعر به چشمه های خروشان سلام کرد 

 

روزی دگر ز صفحه تقویم پر کشید

سال هزار و سیصد و چندان سلام کرد

 

شاعر به مهر و آذر و آبان به هر چه ماه

شاعر به انتهای زمستان سلام کرد 

 

وقتی تمام قافیه هایش ردیف شد

شاعر رسید نقطه پایان  ... سلام کرد

 
 
 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳٩۱ - گروه ادبیات استان کرمانشاه

ادبیات 3 انسانی

خودآزمایی درس اول( ستایش خدا و نعت پیامبرص)ص5

 

1-بیت سوم« یتیمی که ناکرده قران درست                                کتب خانه ی چند ملت بشست »

2- معراج

3ـ خانه ای که دارای حرمت و جنگ کردن در آن حرام است وهر کس در آن پناه می گرفت از حمله ی دیگران در امان بود.

4ـ بزرگ داشت ، پاس داشت و گرامی داشت.

 5ـ  گل زرد  یاگل نرگس.

6ـ عطارد دبیر فلک و مظهر نویسندگی است .

 7- فرشتگان.

 8 بیت6 درس ستایش خدا «نماند هیچ کس او ماند و بس»

 

خودآزمایی درس دوم( رستم و اسفندیار 1)ص13

1ـ  الف)چهار چهره در میان اسطوره ها داریم که رویین تن هستند. آن ها عبارتند از:  الف)آشیل:قهرمان داستان ایلیادازهومر(یونانی)که به جزپاشنه ی پایش هیچ جای بدنش آسیب پذیرنبودوپاشنه ی پایش  در جنگ تروا هدف تیر پاریس قرار گرفت واز بین  رفت.          

    ب)زیگفرید:قهرمان سرود نیبلوبگن (nibelungen)است که به جز شانه ها یش هیچ جای بدنش آسیب پذیر نبودوپهلوانی به نام هاگن با زوبین به میان دو شانه اش می زدواو را می کشت.                            پ)بالدر.حماسه شمال اروپاست.

     ت)اسفندیار که چشمش آسیب پذیر بود.

وجوه اشتراک : الف)هر چهار تاجوان و زیبا بودند    ب)عمر کوتاه داشتند     پ)از صفات انسانی ومعنوی بر خوردار بودندورویین تن بودن آن ها فره ی ایزدی است.    ت)همه جنگ جو بودند  ح)مرگ همه آن هابه وسیله گیاهی خاص است    ج)همه آن ها از یک نقطه آسیب پذیر بودند.

2-چون موقعیت اسفندیار را درک می کند  و می داند که او از لحاظ خدمت و معنویت در چه جایگاهی قرار دارد از طرف دیگرمرگ او چه مشکلاتی برای رستم و خانواده اش پیش می آورد چون این مطلب را سیمرغ پیش بینی کرده بود که کشتن اسفندیار باعث نابودی  رستم و خانواده اش و ایران می گردد.

 3-خیر ، چون گشتاسب پدر اسفندیار دنبال بهانه جویی بودو می خواست کاری بکند که هم رستم وهم اسفندیار را از سر راه حکو مت خود بردارد به این دلیل که هردورامانع بر سر راه خود می دانست.از طرف دیگر گشتاسب به راحتی می توانست رستم را به بارگاه خود دعوت کند وبه طرق مختلف او را از پای در آورد.

4- خیر به چند دلیل: حرمت و سربلندی چندین ساله ی او از بین می رفت /. چون رستم نماینده ی سرفرازی و آزادگی ملت ایران است. اسارت او یعنی اسارت قوم ایرانی /پهلوان واقعی نباید تن به اسارت و زور دهد .داستان یک داستان حماسی ویک تراژدی، است.اگر رستم چنین کاری انجام می داد با اصل حماسه سازگاری نداشت در حالی که در حماسه وتراژدی باید یک فاجعه رخ دهد .

 5-چون اسفندیار نمک گیر رستم می شود و در آیین پهلوانی بعد از نمک گیر شدن جنگ و دشمنی زشت است و اسفندیار ناچار می شد دست از جنگ بر دارد ازطرف دیگراگر او مهمانی را می پذیرفت حماسه به طنز بدل می گردید .

 6-در آغاز داستان .6 بیت اول است .یعنی در زندگی خوشی وناخوشی با هم و یک چیز طبیعی است و ناله بلبل به خاطر مرگ اسفندیار است.

 

خود آزمایی درس سوم (رستم و اسفندیار2) ص 18

 1-چون هر پیشنهادی که به اسفندیار می دهد او قبول نمی کند وهمه ی تدبیرهای او برای صلح نقش بر آب می شود.ودر انتخاب جنگ و اسارت.جنگ را ترجیح می دهد . در اصل هیچ چاره ای جز جنگ ندارد.

 2-پیروبا تجربه، چاره اندیش، محتاط، آینده نگر،  مرموز، راهنما و مشاور، زیرک از عاقبت بر افتادن خاندانش ترسان بود.او.بیش تر به اصل و گوهرونژادخودمی اندیشد.سعی می کند آتش جنگ خاموش شود ولی چون اسفندیار نمی پذیردبه سیمرغ متوسل می شود.

 3-جوهرپهلوانی او آزادگی وسرفرازی ملت ایران ومقام گذشته وارزش 600 ساله او از دست می رود وننگ وعار برای رستم تا ابد باقی  

    می ماند ورستم دچارمرگ روحی می شود واین مرگ روحی اورا از پای در می آوردوهمه ی بزرگی هاوعظمت های زابل ازبین می رود.

4-بپیچم:اصرارمی کنم، تلاش می کنم، پافشاری می کنم .

   بپیچاند:منصرف شود، دوری کند، پرهیزکند

 5- الف)جنگ قطعی می شود . ب)اصرار و تلاش برای انتقام جویی بیش تر می گردد و راه صلح بسته می شود .(دو پسر اسفندیار :مهر نوش و نوش آذراست . مهرنوش به دست فرامرز پسر رستم کشته می شود .)

 6-بهمن کودکی است که پیام آورو رابط بین رستم و اسفندیار است در بر خورد با زال بسیار گستاخ و بی حیا است و در برخورد با رستم می خواهد با پرتاب سنگ او را از پای در آورد سر انجام پس از کشته شدن اسفندیار بهمن در دست رستم بزرگ می شود چون وقتی اسفندیار در حال مرگ بود فرزندش، بهمن، را به دست رستم مـــی  سپارد تا او را تربیت کند. او در دست رستم تربیت می شود و ازجاماسب خوابگزار گشتاسب عالم تر می گردد و سر انجام او زال را می کشد و انتقام پدر و دو برادر خود را از رستم و خاندان او می گیرد و خاندان رستم را نابود می کند .

 7-الف)اسفندیار در خان پنجم، جفت سیمرغ را می کشد و سیمرغ برای نابودی اسفندیار به کمک زال می شتابد .ب)زال پدر رستم، دست پرورده ی سیمرغ است به همین دلیل به او کمک می کند .

ج)سیمرغ درآیین میترایسم (خورشید پرستی )مظهر نیروی ماوراءطبیعت و مقدس و محترم است و در مشکلات به کمک رستم می آید رستم هم دارای آیین میترایسم است .سیمرغ در آیین زردشتی منفور است.  

 8 .  الف) به بالا ز رستم همی رفت خون                              بشد سست و لرزان کُه  بیستون     

             ب)کمان بر گرفتند و تیر خدنگ                               ببردند از روی خورشید رنگ

 

خود آزمایی درس چهارم ( طومار شیخ شرزین)،ص29

1-نگارش کتاب شروح الظفر(چون او کاتب بود)

 2-چون کتاب شروح الظفر سراسرش دروغ و توهین به نژاد و رگ ریشه و تبار او بوده است.

3-تو را به خاطر نویسندگی نگه داشته اند نه به خاطر فکر و اندیشه ات.یعنی تو کاتب هستی و نباید به مضمون نوشته ها کاری داشته باشی.

4-آن چهار استاد درباری و مزدور که به بررسی کتاب دارنامه مشغول بودند.

 5-چون جانش در خطر بود و او را تهدید به مرگ کرده بودندبه همین دلیل کتاب را به ابو علی سینا منسوب کرد تا از خطر مرگ رهایی یابد.

 6 -نویسندگان بی سواد و نادان و مزدور که اندیشه و کارهای قلمی خود را به بهای نا چیز می فروشند.

 7-نویسنده ی کم مایه ی بی تجربه.

 8-چون آداب شرفیابی به حضور پادشاه را یاد بگیرد و در حقیقت به لحن طنز می گویدونویسنده ی بارنامه را زیر سوال می بردچون بارنامه شامل مطالبی بودکه آداب تملق و چاپلوسی رامی آموخت.

 9- الف)بر خورد حاکمان مستبد و نادان با صاحبان فکر و اندیشه و تلاش برای در اختیار گرفتن قلم و فکر عالمان و به نفع خود استفاده کردن .ب)در باریان علمشان را فدای خواست شاهان می کردندوخلاف آن منجر به نابودی آن ها می شد . حاکمان خود کامه اگر افراد با دین و آزاده و دانشمند تسلیم آن ها نمی شدند آن ها را تبعید و زندان و شکنجه می کردند .               10 ریشخند واستهزاء.

11-هر دو یک مضمون دارند .ارزش قلم و نویسندگی را بیان می کند این که قلم، نماینده ی اندیشه ی علماست  و تقدس سخنان علما را مطرح می کند .که گاهی برتر از خون شهداست و قلم نویسنده  بسیار والاو ارزشمند است . و آن ها می توانند هدایتگر جامعه باشند و حتی قلم آن ها به سان شمشیروسلاح شهید است که این هر دو در برابر مردم مسئول هستند.

 

خودآزمایی درس پنجم ( بازرگان و طرار)،ص36  

 1- کشف و شناسایی دزد، تفحص در کار دزدان و تعقیب آن ها و به دست آوردن اموال از چنگ دزدان .

 2- خون سردی و آرامش و چاره اندیشی .

 3-زاویه ی دید :سوم شخص /قهرمان:بازرگان / لحن :جدی و رسمی / درون مایه :دربروز حوادث با تدبیر عمل کردن .

4-       عکس العمل بازرگان در برابر سرقت ،غیر قابل حدس بود زیرا با خونسردی و آرامش برخورد کرد.

5-       تکلیف کلا سی است.

6-       سمک عیار، هزارو یک شب ،داراب نامه ، رستم نامه ، حسین کرد شبستری و میر ارسلان .

 

خود آزمایی درس هفتم :( تاریخ بیهقی )،ص52

 1- الف )در آثار هر دو، همه ی شخصیّت ها چه مثبت و چه منفی یعنی چه دوست و چه دشمن همه از اعضای یک خانواده تلقی می شوند .

ب : هردوسعی می کنند خواننده را برانگیزندتا از زندگی  شخصیت های داستان عبرت بگیرند و تقدیر و سرنوشت را در همه این ها قطعی بدانند .

ج :هردودر پایان حادثه غم انگیز هر یک از قهرمانان  به اظهار نظر حکیمانه می پردازند.

د:لحن هردویکسان است.

 2-الف:بیهقی تمام جزئیات امور، جنگ ها ، سفرها ، تمام توطئه ها ، جاسوس گماری ها و زد و بندهای  دوره ی حکومت سلطان مسعود را بیان کرده است از کتاب خویش گنجینه ی حوادث وطبایعی می سازد که بین کتاب های منثور فارسی بی نظیر ، مثل داستان های بالزاک .

ب : از طرف دیگر شخصیت ها در هر دو آثار زنده و پویا، واقعی و جدی هستند و حالت سر زندگی دارند و هم در جهت کسب پول و مقام در تلاش هستند و چند صباحی کر و فری می کنند و سپس  می میرند.

 3- منشأ انسانیت انسان به دل اوست .یا انسانیت به دل آدمی است مثل :

                                  « تن آدمی شریف است به جان آدمیت                                   نه همین لباس زیباست نشان آدمیت .»

  4- انتخاب آزاد مردان و آدم های خوب و تربیت و پرورش آن ها و رساندن آن ها به مقام بالا / انجام دادن کار های نیک و توجه به دیگران یعنی مردم نوازی و نوع دوستی / انجام کارهای خیر برای دنیا و آخرت .

 5- نقد محتوی و موضوع .

 

خود آزمایی درس هشتم ( مقدمه ای بر رستم و اسفندیار)ص60 

 1-همه، حقیقت و تبلور آرزوهاوآرمان های بشری است.  

 2- الف)آیه ی 78سوره ی نساء  « اگرهزاردررابه روی مرگ ببندی درست از روزنی که نمی پنداری به درون آمده است.

      ب) آیه ی32سوره ی مائده         «  آن که انسانی رامی کشد،انسانیت رامی کشد. »

 3-رستم ازیک طرف اسفندیارراکه شاهزاده ونظرکرده ی زردشت است دوست می دارد ونمی خواهد اورا بکشد وازطرف دیگر هم نمی‌تواند تن به اسارت دهد چون جهان پهلوان است و هیچ گاه تن به خواری واسارت نداده است از طرف دیگر اسفندیار مرد مقدس والهی است دلش نمی آید جهان پهلوان ایران زمین، رستم، را بکشد اما دچار وسوسه ی قدرت است ونمی تواند ازسلطنت وتاج وتخت بگذرد به هرحال هردو به نوعی دچار درگیری وکشاکش درونی هستند.

 

 4- وقتی ارجاسب ،پادشاه ترکان، به ایران حمله می کند گشتاسب پایتخت ایران را رها کرده، فرار   می کندو به مدت 2 سال در زابلستان مهمان رستم می شود لهراسب پدر گشتاسب درجنگ کشته می شود و فرزندان او ودو دختر او به اسارت برده می شوند. زمانی که اسفندیار به دستور گشتاسب در گنبددژ اسیر وگرفتار می شود گشتاسب به رستم پناه برده است . این نمک نشناس ، سرانجام اسفندیار را برای اسارت واز بین بردن رستم به جنگ بااو می فرستد .

5-کار بیهوده وبی  فایده کردن                                                    

 

خودآزمایی درس نهم (داستان در آتش افکندن ابراهیم ع)ص66

1-الف)کهنگی مثل : مر اورا گرفت .                                          ب) کوتاهی جمله:آگاه برفتند./ هیزم بیاورند./ بروید./هیزم آورید. 

   پ) تکرارفعل.د)سادگی وروانی.                                           ث)فاقدآرایه های ادبی است.

  ج)پیام به سادگی منتقل می شود.                                         ح)حروف به جای هم به کارمیروند.  مثل :  به اخبار/  (دراخبار.)

 

 2-الف)آوردن (ی)درآخربعضی افعال به جای(می)ماضی استمراری  مثل :  ندیمان گفتند:که اگرکوهی بودی نیست شده بودی.

     ب)آوردن « ب » دراول فعل ماضی مثل :  برفتند/ بیاوردند/ بساختندو

     پ)آوردن« مر» و« را» مثل مراوراگفت/ نمرودمرنریمان راگفت.

     ت)به کاربردن واژه های کهنه مثل :  منجنیق/ گردیدن.

 

      د)تقدم فعل برمفعول  مثل : هیزم آرید سوختن ابراهیم را/ بود که نصرت کندتورا.

 

3-آبرو واعتباروموقعیت درباری وحکومتی ما ازبین می رود.

4- فرمود                      قدیم:دستورداد.                                  امروز:گفت.

    ملک                           قدیم:خداوند     ←                               امروز:پادشاه.

    ایمن                          قدیم:به اطمینان برسیم. ←                  امروز:آسوده شویم.

    پاره کردن           قدیم:شکستن                          .              امروز:تکه وپاره کردن.

5-الف)کیکاووس:چون به علت تهمتی که سودابه به سیاوش زده بود برای آزمایش ، سیاوش را از آتش عبوردادونمرودهم حضرت ابراهیم رادرآتش انداخت. ب)نمروددستوردادکاخی بسازندتاازآن بالارود و بالاتر از خدا باشدو به خدای ابراهیم تیراندازی می کندتا او را بکشد.کیکاووس سوار بر تختی با چهارعقاب به آسمان پروازکرد. / جمشیدهم ادعای خدایی می کند.

6-خدایا این آتش سوزان عشق راکه مرا بی تاب وقرارکرده است مثل آتش نمرود بر خلیل برای من سرد و خاموش بساز.   آرایه ی تلمیح         اشاره داردبه داستان حضرت ابراهیم (ع) و انداختن او در آتش به فرمان نمرودپادشاه ستمگر زمان و سرد شدن آتش بر او .

 

خودآزمایی درس دهم (بردار کردن حسنک)ص76           

 1ـ الف)من در موردخواجه(شما)هیچ قصد و گمان بدی نکردم و به خویشاوندان و اطرافیان خواجه احترام گذاشتم.

    ب)من از نعمت های جهان بر خوردار بودم و مدتی در(پست های مختلف)کارهای مهمی انجام دادم. 

    پ).(بامرگ)همه ی ابزارهای جنگ و دشمنی به خاطر مال بی ارزش دنیا کنار گذاشتند.

    ت).(بوسهل)در آن دنیا گرفتار پاسخ دادن به کارهایی است که در دنیا انجام داده است.یا درآن دنیاگرفتار عمل خودش است.

2ـ الف) توصیف حسنک .            ب) توصیف بردار کردن حسنک.              پ )توصیف بوسهل زوزنی.               ت).توصیف مادرحسنک.

3- الف )بیان جزئیات، یکی ازهنرمندی های بیهقی است.                           ب )نوآوری در کلمات مثل خلق گونه، ترگونه، بزرگا مردا. 

     پ )استفاده از شعر، حدیث ، آیه و  ضرب المثل ها .

4-عبرت آموزی : ( این است حسنک و روزگارش و این افسانه ای است باعبرت بسیار ).

   تقدیرگرایی : ( نعوذوبالله من قضاءالسوء.،جهان خوردم وکارهاراندم ،اگرامروزاجل رسیده است کس بازنتواندداشت که بردار کشند یا‌جز دار) .

5- الف)صحنه ای که مادر حسنک به کنار جنازه ی او می آید : ( مادر حسنک زنی سخت جگرآوربودچنان شنودم  که دو سه ماه این حدیث از او پنهان داشتند چون بشنید جزعی نکرد- چنان که زنان کنندبلکه بگریست به درد ،چنان که حاضران از درد وی خون گریستند).   

    ب)تجسم بدار کشیدن حسنک.                               پ)توصیف بوسهل : ( این بوسهل مردی امامزاده و محتشم بود……. ) .

6-به عده ای پست و فرومایه پول دادندتا حسنک را سنگسار کنند.

 

خود آزمایی یازدهم : ( داستان شیر و گاو ) ص 85

1 ـ  نظر تو در مورد پادشاه‌که در جای‌خود ایستاده است و حرکت  و شادی از خود نشان نمی دهد یا شادی و  نشاط را رها کرده است ، چیست ؟

  ·   گاو پشتیبان و تکیه گاه ( یاور ) سپاه من بود و برای دشمنان زیان و ضرر و برای دوستان مایه ی زیبایی و رونق بود .

  ·   هر کس اندیشه ی سست و ناتوان و عقل سبک و ضعیف داشته باشد ( یعنی عقلش خوب کار نکند ) از مقام بلند به رتبه ی بی‌ارزش و پایین سقوط می کند و به مرتبه ی گمنامی و پستی می رسد .

        ·           قناعت نشانه ی پست همّتی و پایین بودن درجه ی مردانگی است .

2ـ کاربرد مترادفات زیاد ، کاربرد فراوان آرایه های ادبی ، استفاده از تمثیل ، استشهاد به حدیث و آیه و شعر فارسی و عربی ، استفاده از لغات فراوان عربی ، حذف شناسه ی افعال به قرینه .

3ـ الف ) در اداره ی حکومت باید آینده نگر و چاره اندیش بود در حالی که شاه چنین نبود .

    ب ) افراد مستبد آسیب پذیر هستند اگر محل آسیب آن ها را پیدا کنند ، راحت تر می توانند آن ها را از بین ببرند .

    پ ) ساده لوحی ، حرص و طمع هر دو عامل شکست و نابودی است .

    ت ) فتنه انگیزی و سخن چینی از کشتن و قتل بدتر است ( الفتنه اَشّدمِن القتل ) .

ث)  به قدرت رسیدن ، خطر آفرین است یا نزدیک شدن به مراکز قدرت خطر آفرین است .

4 ـ گاونماد افراد خیر خواه ، با عظمت ، سلیم النفس ، صبور و سالم امّا ساده لوح است .

     شیر نماد افراد مستبد و خود رأی ، دهن بین ، بی تدبیر و آسیب پذیر است .

     کلیله نماینده ی افراد زیرک ، خیر خواه ، قانع به وضع موجود ، مشاور است .

     دمنه نماینده ی افراد جاه طلب و زیرک ، فتنه انگیز ، سخن چین ، حسود ، منافق ، جسور ، اهل خطر و حریص است.

5) الف ) صفحه ی 77 بازرگانی بود بسیار مال و او را فرزندان در رسیدند تا مهمل گذارد .

    ب )صفحه ی 79 چون سگ گرسنه که به استخوانی شاد شود و به پاره ای نان خشنود گردد .

    پ) صفحه ی 80 چنان که فروغ آتش اگر چه فروزنده خواهد که پست سوزد ، به ارتفاع گراید .

    ت) صفحه ی 82 چون خوره در دندان جای گرفت ، از درد او شفا نباشد مگر به قلع .

    ث) صفحه ی 83 هم چون هم خانه ی مار و هم خوابه ی شیر است که اگر چه مار خفته و شیر نهفته باشد آخر این سر بر آرد و آن دهان بگشاید .

6) گرم شکمی : آزمندی و حرص زدن

     بر باد نشاندن : فریب دادن ، تحریک کردن ، از راه به در کردن .

7 ) صفحه ی 83 ، یک پاراگراف به آخر مانده آزردگی شیر ، پیمان شکنی ، از بین بردن گاو و به هدر رفتن خون او .

 

خود آزمایی درس دوازدهم : ( چگونگی تصنیف گلستان ) ص 90

1ـ با گریه کردن بر دلم اثر می گذاشتم و آن را صفا و رونق می بخشیدم .

·         تصمیم گرفتم برگردم .

2ـ الف ) خلاف راه صواب است و نقضِ رای اولوالالباب .

       ب ) آزردن دوستان جهل است و کفاّرت یمین سهل .

       پ) چندان که نشاط ملاعبت کرد و بساط مراعبت گسترد .

       ت) گفتی که خرده ی مینا بر خاکش ریخته و عقد ثّریا از تاکش در آویخته .

3ـ در حسن معاشرت و آداب محاورت به کار آید ، مترسّلان را بلاغت بیفزاید ، متکلمان را به کار آید .

4ـ الف ) هر چه نپاید دلبستگی را نشاید . الکریم اذاوعد وفا .

    ب ) هر که مزروع خود بخورد به خوید                              وقت خرمنش خوشه باید چید .

    پ) عمر بر فست و آفتاب تموز                                            اندکی ماند و خواجه غِرّه هنوز

5ـ الف) استفاده از سجع استفاده از تمثیل

    ب) حذف فعل به قرینه مثل :در کجا وه انیس من بودی ودر حجره جلیس و

   پ) کوتاهی جمله ها مثل : هر چه نپاید دلبستگی را نشاید یا دامن گل بریخت ودر دامنم آویخت .

   ت) استفاده از واژه ها واشعار عربی مثل : صم بکم ، اجلء / روضه ماء نهر ها سلسال        دوحه سجع طیر ها موزون

 

خودآزمایی درس چهاردهم (دانش، دبیری و شاعری)ص98

1-تا جهان جفا همی پیشه کند / تو صابری را عادت کن یعنی تا جهان به جفا پیشگی عادت دارد، تو به صابری عادت کن یا(اگر جهان به تو ستم کردتو صبر کن)

 2-در شعر حافظ بی بری را مثبت گرفته ولی در شعر ناصرخسرو بی بری منفی است.

3-نرگس و ترنج چون باردارند ارزش دارنداما سپیدار بی بارو بی ارزش است.

4.بیت شانزدهم « پیمبر بدان داد مر علم حق را                    که شایسته دیدش مراین مهتری را »

5- بیت هفدهم « به هارون ما داد موسی قرآن را                   نبود است دستی برآن سامری را. »

حضرت محمد(ص)به حضرت علی(ع)فرمودند:انت منی بمنزله هارون من موسی الا  انت لا نبی بعدی.

6-نکوهش ستایشگری.(بیت آخر)

 

 

خودآزمایی درس پانزدهم، (پیدا وپنهان/الفت موج)ص99

 1-در غزل عراقی همه اش طلب است ولی در شعر بابا طاهر،رضاو تسلیم محض است/ عراقی

درد را با امید درمان می خو اهد.بابا طاهر می گوید:هر چه تو بخواهی  می خواهم تسلیم محض است.

 2-بیت 6 پیدا و پنهان. « چه باک آیدزکس آن را که اورا                       نگهدارونگهبانش تو باشی »

 3-دامن کشیدن:1-دوری جستن            2-چسبیدن و انس گرفتن.

 4-  سرکشی          سر را می کشی                دوری می کنی

       سرکشی          سرکش هستی                 نافرمان هستی

       سرکشی          (ی)مصدری                      نافرمانی وطغیان کردن

 5-طوفان اشک.

                               

خودآزمایی درس شانزدهم  (از درد سخن گفتن  ،  راز رشید ) ص 110

1ـ بیت 5و6

2ـ  بیت 7 در مصرع دوم : دور از تو الف ) جمله ی دعایی است الهی دور از تو باد یعنی خدا نکند چهره تو مثل من زرد شود .

     ب . دوری از تو .                                            3ـ بیت آخر .

 4ـ  الف) استوار و پا برجا .               ب) آیات محکم در مقابل آیات متشابه .

5ـ شهادت حضرت عباس (ع) در حالی که دستان او از بدنش جدا شده بودند .

6ـ  در آغاز ماه ، آسمان و نور / محکم و آیه                  در پایان   کنار ، کوه و کمر .

 

خود آزمایی درس هفدهم ( گل های چیده ) ص 114

1ـ برتری و عظمت خون شهدا                        2ـ اِنّ مع العسر یُسرا                             3و4و5 ـ حذف

حودآزمایی درس هیجدهم ( کرامت آبی ، سجاده ی سبز ) ص 118

1 ـ سبزه زار

2ـ بیت 4 : تقریرِ ادیبانه ی برهان معاد است                                   فصلی که نسیم از پی اسفند گشوده است .

3ـ عابد و زاهد .

4ـ صخره نمائ صبر و پایداری     دریا نماد خشم یا حوادث و بلاهای پی در پی

5ـ منظور از کرامت آبی ، آسمان می باشد زیرا آسمان آبی ، مظهر بخشش و سخاوت و پاکی است و منظور از آسمان ، خداوند است . بنابراین به کرامت آبی چشم دوختن یعنی به آسمان چشم دوختن و در نهایت به خدا چشم دوختن است . منظور از پنجره ، دل و وجود انسان است . منظور از باز بودن پنجره به سوی خدا ، توجه قلبی انسان و ارتباط او با خداست .

معنی بیت : شما ملت مسلمان ایران در این دفاع مقدس و جانانه به لطف و رحمت الهی چشم دوخته اید . هیچ کس مثل شما این گونه ارتباط  و توکل به خداوند ندارد یعنی ایمان و ارتباط شما با خدا بی نظیر است .

6ـ بیت 6 « برسجده ی احساس بنفشه است ، نشانی                     سجاده ی سبزی که به الوند گشوده است »

 

خودآزمایی درس  نوزدهم : ( طاق بستان ) ص 129

 

1ـ با وجود آن که شکسته و نقص پیدا کرده است ، هنوز از هزار سپر سالم ارزش آن بیشتر است . این جمله گرفته از این بیت حافظ است :             

                                   « بکن معامله ای وین دل شکسته بخر              که با شکستگی ارزد به صد هزار درست »

نظیر این ضرب المثل عبارتند از : 

 الف ) اسب تازی اگر ضعیف بود همچنان از طویله خر به  ( سعدی )                  ب ) شیر هم شیر بود گر به زنجیر بود .       

پ ) گوهر اگر در خلا ب افتاد همچنان نفیس بود ، غبار اگر به فلک رود همچنان خسیس . ( سعدی )

ت ) فلانی از اسب افتاده ولی از اصل نیفتاده .

2 ـ به نظر ناصرالدین شاه ، نام درست این طاق ، بسطام است . زیرا این مکان ، نزدیک دهکده ای به نامِ وُستام (گُستهم ) یا بسطام است و گویند این روستا را او ساخته است .                                             3 و 4 ـ حذف می باشد ( مربوط به درس چند شهر کویری ) .

5 ـ از یاریز یا پاریس  از دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی .

 

خودآزمایی درس بیستم : ( دیدار ) ص 135

1ـ چون مدرسه در جمله ی « غول بی شاخ و دمی که معلوم نیست از کدام جهنم ظهور کرده » . از ظاهر رضا خان انتقاد کرد نه از استبداد و بیگانه پرستی و جهالت او و امام با بیانی رسا به او تذکر می دهد که دشمنان از این جمله ها سوء استفاده می کنند و آ ن را بهانه قرار می‌دهند که مدرس حرف جدّ ی برای مطرح کردن ندارد .

2ـ  نگاه امام نافذ ، معترضانه وهمانند تیری آماده ی پرتاب از کمان و مؤثر و دشمن شکار بودولی نگاه برادرش ملایم و آرام بخش بود .

3ـ  مصمم و با اراده ، دقیق و تیز بین و هوشیار ، بیگانه ستیز ، مبارز و ظلم ستیز ، متواضع ، با شهامت و بی باک ، موقعیت شناس ، پر شور و با هیجان ، بی پروا در ابراز عقیده ، منطقی .                                          4ـ  سوم شخص ( دانای کل ) .

5ـ  قدیم: حمزه نامه ، ابومسلم نامه .  جدید : آشیانه ی عقاب از زین العابدین مؤتمن / مازیار : از صادق هدایت ماه نخشب از سعید نفیسی/  نادر شاه ، رحیم زاده صفوی / داستان های نقاشی از صنعتی زاده .

  خارجی : ایوان مخوف از تورگنیف/اسپارتاکوس از فاوست،ترجمه ی ابراهیم یونسی / کتاب دیگری که با محتوای درس متناسب است کتاب امام خمینی از امیر حسین فردی ، ناشر ، انتشارات کمک آموزشی نادر .

 

خودآزمایی درس بیست و یکم ( درآمدی بر ادبیات عرفانی ) ص 140

1ـ نویسنده در مورد نامحدود بودن تاریخ تفکر بشر و محدود بودن عمر و اندیشه ی انسان که به همین دلیل نمی تواند بر سراسر تاریخ عرفان ، راز آفرینش و شناخت خدا دست یابد سخن می گوید و برای این که موضوع را برای خواننده قابل درک و تصور کند از دو بیت زیبا استافده کرده است که در آن به زبان تمثیل ضعف و ناتوانی و محدود بودن عمر و اندیشه انسان را به صورت دو نماد پشه و کرم و نامحدود بودن تاریخ تفکر بشر و همچنین راز آفرینش و شناخت خدا را به صورت باغ و درخت کهنسال ذکر کرده است .

2ـ  در روزگار پیغمبر (ص) به صحابه ی مستمند ، زاهد و عابد و آگاه به اسرار که در صفه ی مسجد بیتوته می کردند اصحابه ی صفه می گفتند ، که در آغاز اسلام به اصحاب صفه و بعد ها به صحابی مشهور شدند . صوفیان با پیروی از این گروه ، فقر و فنا را برگزیدند و خود را در انتساب به این فرقه ، صوفی و راهشان را تصوف می گفتند .

تابعین : کسانی بودند که حیات پیغمبر (ص) درک نکردند ولی اصحاب ایشان را درک کردند و اسلام را از طریق آن ها  پذیرفتند .

خال : اشاره به نقطه ی وحدت حقیقی است که مبدآ و انتهای کثرت است .                  چشم : جمال بی نظیر حق .

   میخانه : دل و قلب و باطن عارف است که در آن ذوق و شوق به خدا شناسی بسیار است . برای بررسی این غزل و رمز گشایی و پی‌بردن به بعضی از اصطلاحات آن به مجله ی مشکاه فصلنامه ی بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی شماره ی 23 و 24 و ص 119 . مقاله ی « در میکده ی عشق » حاشیه ای برغزل امام به قلم جواد محدثی که ایشان خراسانی و اولین فردی هستند که غزل امام را شرح کردند . مراجعه کنید .

 

خود آزمایی درس بیت و دوم ( در محراب عشق ، انسان کامل ) ص 144

1 ـ نماز زیبای حضرت علی (ع) که سرشار از خلوص و حضور در کنار محبوب و خدا بود بیانگر آن است که نماز واقعی استوار ترین نردبان برای عروج روح آدمی و نزدیکی به خداست .

2ـ در داستان اول حضرت علی (ع) در حین نماز به دلیل حضور قلب و تقرب به خدا محو در او و از خود بیخودی می گردد و به گونه ای که وقتی تیر از پای او در می آورند متوجه نمی شود . نویسنده برای اثبات این که چنین حضوری در نماز ممکن است و عجیب نمی باشد ، داستان حضرت یوسف (ع) را مطرح می کند که زنان مصری با دیدن حضرت یوسف آن چنان شیفته و محو تماشای او می شوند و از خود بیخود می گردند که دست های خود را می برند و درد را احساس نمی کنند .

3 ـ تکلیف کلاسی است .

4ـ کسی است که 1. گفتار نیک ، 2. کردار نیک ، 3. اخلاق نیک داشته باشد . 4. خدا را به طور واقعی بشناسد .

5ـ  مشاهده دل و سر و جان و توجه علی (ع) نسبت به عظمت و بزرگی و زیبایی خداوند بیش تر و عمیق تر از توجه زنان بیگانه نسبت به حضرت یوسف (ع) بود . پس وقتی زنان با دیدن زیبایی یوسف از خود بیخود شدند و ( دست خود را بریدند ) و دردی را احساس نکردند تعجّب نیست که گوشت و پوست حضرت علی (ع) ( در حین مشاهده ی عظمت و زیبایی و شکوه خداوند ) را ببرند و تیر از پای او بیرون بیاورند و او دردی احساس نکند .

 

خودآزمایی درس بیست و سوم :( جمال جان فزای روی جانان ) ص 147

1ـ بیت اول « چو نیکو بنگری در اصل این کار                            هم او بیننده ، هم دیده است و دیدار »

      بیت دوازدهم «  ا گر یک ذره را برگیری از جای                      خلل یــابـد همــه عــالم سراپـای »

2ـ در ستایش و توصیف دل است .

3ـ  بیت اول « چو نیکو بنگری در اصل این کار                           هم او بیننده ، هم دیده است و دیدار »

4ـ بیت  اول « چو نیکو بنگری در اصل این کار                         هم او بیننده ، هم دیده است و دیدار ». 

بیت آخر « به زیر پرده هر ذرّه پنهان                                        جمــال جـــان فـــزای روی فــردا »

5ـ  زیرا همه ی پدیده های جهان تجلّی وجود حق هستند .

6ـ  بیت اول و دوم  /  بیت چهار ، پنج ، شش ، هفت و هشت .                                           7ـ  تعلیمی

8ـ  بیت 9 « بدین خردی که آمد حبه ی دل                                  خـداونـد دو عـالـم راست منــزل »

                    « لا یسعنی بی سمایی و لا یسعنی فی الارض ولکن یسعنی فی قلب عبدالمؤمن »

 

خودآزمایی درس بیست و چهارم : ( سی مرغ و سیمرغ ) ص 159

دریا: پروردگار یا عشق و محبوب حقیقی / شبنم:بهشت ، انسان یا هر چیز دیگری غیر از خدا که انسان به آن دل ببندد( عشق مجازی ) .

2ـ فعالیت کلاسی است .

3ـ نشانه ی پای بندی و تعلق ( علاقه ) انسان به جهان مادی و مادیات است که مانع سیر انسان به سوی کمال می گردد .

سیمرغ : رمز خداوند . / مرغان : رمز سالکان راه حق / سی مرغ رسید به سیمرغ : رمز وحدت در کثرت و کثرت در وحدت است / هُدهُد : رمز پیر طریقت و رهبر و انسان کامل .                          بلبل : رمز جمال پرستان و عاشقان سطحی و خوش گذران .

افتادن پر : رمز ظهور و جلوه ی حق تعالی است زیرا تمام زیبایی های جهان درخشش و پرتویی از ذات الهی است . برای پی بردن به رمزهای دیگر به منابع زیر مراجعه کنید :

شرح منطق الطیر از صادق گوهرین / زندگی عطار از مصطفی بادکوبه ای / شرح گزیده ی منطق الطیر از سیروس شمیسا .

 

خودآزمایی درس بیست و پنجم  ( طوطی و بازرگان ) ص 164

1ـ الف ) راه نجات انسان ، آزادی روح از تعلقات دنیوی و هوس های ناپایدار است مثل : « مرده شو چون من ، که تا یابی خلاص »

      ب ) نسنجیده سخن گفتن مایه ی پشیمانی و اندوه است  « شد خواجه پشیمان از گفت خواجه » .

     پ ) سخن سنجیده ی انسان ویرانگر و سخن پخته و سنجیده ، مؤثر و گره گشاست :

                                              « عالمی را یک سخن ویران کند                               روبهان مرده را شیران کند »

     ت) گرفتاریهای انسان ناشی از خود نمایی است :

                                             «  هر که داد او حسن خود را در مزاد                       صد قضای بد سوی او رو نهاد .» 

     ث) نادان همیشه برای خود مشکل به بار می آورد و بر درد خود می افزاید و مصلحت را تشخیص نمی دهد .

     ج) رعایت احتیاط و حفظ حدود مستمعان به هنگام سخن گفتن .

     چ) به خداوند پناه برید تا خدا شما را یاری کند   « در پناه لطف حق باید گریخت        کاو هزاران لطف بر ارواح ریخت »

    ح) جبـران نــاپـذیری عـواقب سخـن بـد           « نکته ای کان جست ناگه از زبان     همچو تیری دان که جست آن از کمان »

2ـ « ای حیات عاشقان در مردگی»  یا        « یعنی ای مطرب شده با عام و خاص          مرده شو چون من که تا یابی خلاص » ( بیت55 ).

3ـ  الف) داشتن شور و عشق در هنگام شعر گفتن                                      ب) کلام عارفانه در لفظ نمی گنجد

       پ)صورت و لفظ اصالت ندارد بنابراین باید به عمق و معنی توجه کرد نه ظاهر زیرا توجه به صورت انسان را از وصال باز می دارد .

  4ـ  طوطی : جان پاک یا روح / قفس : تن / هندوستان : عالم معنا یا جایگاه اصلی روح / بازرگان : سالک نا آگاه / طوطی هند : رهبر و مراد / مردن طوطی در قفس : رها ساختن خود از قید و بند های ساختگی و تعلقات دنیایی .

5ـ عطار داستان را چنان که هست روایت می کند و هیچ گونه مطلبی بر اصل داستان نمی افزاید و آن را با تأویلی دلنشین و مؤثّر از گفتگوی طوطی و حکیم هند بیان کرده است . ولی مولوی در هر کجا که مناسب بداند ، اصل داستان را رها می کند و مطابق اسلوب خود از هر یک از اجزای داستان قالبی برای احوال عاشقانه ی خود و مسائل عرفانی و اخلاقی ، اجتماعی ، فلسفی و دینی خود ساخته است . مثلاً نقل پیام طوطی ، دور مانده از طوطیان هندوستان ، او را به یاد جدایی از شمس و دوری از خدا می اندازد و  به این نکته می پردازد به همین  دلیل عطار آن داستان را د ر26 بیت و مولوی در 367 بیت بیان کرده اند .

6ـ کله بر زمین زدن : ناراحت و عصبانی شدن / سرد گشتن : مردن / گیاه بام شدن : کنایه از مورد توجه واقع نشدن و پرهیز از خودنمایی .

 

 

خودآزمایی درس بیست وششم  ( حکایت های کوتاه ، بیداد ظالمان ) ص 171

1ـ زاهد و پادشاه : در سرزنش ریاکاری و زهد دروغین است . بادنجان بورانی : نکوهش چاپلوسی و تملّق گویی و تزلزل شخصیت است. خلعت خاص : بی اعتباری قوانین درباری و بی کفایتی و حمایت پادشاهان و حاکمان و رفتار های ناشایست آن ها است . دوستان‌شیطان : انتقاد از دلالان و سرزنش دروغ گویی و سوگند دروغ است .

شمار عاقلان : انتقاد از ناآگاهی و بی خردی اکثریت مردم است.   عسل قاتل : انتقاد و سرزنش خسّت و دروغ گویی است.

شرمساری : انتقاد و سرزنش بی تجربگی و عدم مهارت پزشکان و بی کفایتی علما و دانشمندان است .

 در انتظار جنازه :  در نکوهش بخل و خسّت است . بیداد ظالمان : بی وفایی و ناپایداری دنیا و خوشی ها و نا خوشی ها ی زندگی ، از بین رفتن  ظلم و بدی و ستم و ظالم و عبرت گرفتن از گذشتگان است . 

2 ـ بیت 5      « چون داد عادلان به جهان در ، بقا نکرد                        بیـداد ظــالمــان شمـا نیز بگذرد  »

3ـ  بیت 4 «  آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام                              بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد »

     بیت آخر « پیل فنا که شاه بقا ، مات حکم اوست                            هـم بـر پیـادگان شمـا نیز بگـذرد »

 

خودآزمایی بیست و هفتم  ( تولدی دیگر ) ص 175-174

1ـ داستان خوب شروع شده است زیرا با طرح یک مقدمه ی کوتاه و جذّاب اصل موضوع را به پایان داستان موکول می کند و از همین راه حس کنجکاوی خواننده را در طی داستان بر می انگیزد و خواننده را تا پایان داستان می کشاند و پایان داستان را با هنرمندی ، طنز و ظرافت خاصی به آغاز داستان پیوند می دهد . نکته دیگر عنوان جذّاب و طنزآمیز و ایهامی « تولدی  دیگر » است که این جنبه ی ایهامی از امتیاز این داستان است که چند نکته را در ذهن تداعی می کند .                             الف ) تولد نوزاد

ب ) مفهوم کنایی به وجود آمدن شرایط تازه زندگی                                            پ) از دست دادن آرامش و راحتی  زیرا عنوان تولدی دیگر ، آرامش و راحتی را به ذهن می آورد ، اما در این درس تولد موجب ناآرامی و آشفتگی خانواده می شود .

2ـ آش مالی ، خورش زدگی ، ماه داماد ( به جای شاه داماد ) .

3ـ نویسنده ، راوی داستان است، اما در بخش کوتاهی جای خود را به دوم شخص می دهد و خود را که گوینده است ، مخاطب قرار می دهد . چند مورد آن عبارتند از :

الف ) از اول درس تا پایان پاراگراف 4 ص 173 زاویه ی دید اول شخص است .

ب ) پاراگراف 5 ص 173 یعنی از دید و بازدید های تازه عروس و ماه داماد تمام نشده بود تا سطر پنجم پاراگراف دوم ص 174 یعنی تا این برنامه با به دنیا آمدن نوه های بعدی نیز ادامه یافت. زاویه ی دید سوم شخص است .

پ )از آخر سطر پنجم ، پاراگراف دوم ص 174 تا آخر درس دوباره زاویه ی دید به اول شخص تغییر می کند .

4ـ صبیّه، والده ی مکرمه ، نقاهت ، کاشانه به جای آپارتمان و خانه .

5ـ نویسنده با استفاده از واژه های رسمی خاص محافل سیاسی و اداری به طنز ، امور عادی و روزانه را تقویت بخشیده است .

وظیفه ی خطیر : کار پیش افتاده ی خرید و پاک کردن سبزی و عدس را به طنز با صفت خطیر به معنی عظیم و بزرگ ذکر کرده است .

مشارکت : بر عملی دلالت دارد که دو شخص یا دو گروه کاری مشترکاً انجام دهند در حالی که در اینجا به معنی « کمک کردن » پدر و مادرش به اوست . زیرا تمام کارها  در این جا به عهده ی پدر و مادر محول گردیده است .

خدمت ناچیز : انجام دادن کار پر دردسر و زحمت های زیادی که پدر و مادر مریم متحمل می شوند ، به طنز ، خدمت ناچیز ذکر کرده است .

مهاجرت : مهاجرت به معنی انتقال از سرزمین خود به سرزمین دیگر یا انتقال از سرزمینی به سرزمین دیگر است . در حالی که به طنز در این جا انتقال از خانه ی پدری به خانه ی خود و نقل مکان کردن از خانه ای به خانه ی دیگر را مهاجرت ذکر کرده است . از طرف دیگر به دلیل طولانی شدن اقامت فرزند در خانه ی پدرش و دردسر زیادی که برای آن ها ایجاد شده بود بعد از رفتن از خانه ی پدر به خانه ی خود مهاجرت گفته است .

ابلاغ رسمی : به معنی سپردن مسئولیت به کسی به صورت قانونی است  و برای کارهای اداری به کار برده می شود . در این جا به طنز برای کار نگهداری نوه ها و انجام کارِ خانه بدون دریافت حقوق به کار رفته است .

6ـ تکلیف کلاسی است .

 

خودآزمایی درس بیست و هشتم : ( سالگرد ) ص 183

1و2و3و4 ـ حذف می باشد .                           5ـ  تکلیف درسی است .

6ـ به دلیل عظمت و رادمردی و ایثارگری مردان کربلا که آن ها زیر بار ظلم نرفتند و زندگی و هستی خود را در راه عشق به خدا از دست دادند .

 

خود آزمایی درس بیست و نهم : ( برف ) ص 192

1و2و3 ـ حذف می باشد .

4ـ  تلمیح ، تشبیه ، ایهام تناسب ، اغراق .

معنی بیت : ماه بهمن با سپاه عظیم برف ، همان طوری که بهمن ، پسر اسفندیار ، زال را در بند کرد همه جا را تسخیر کرد یعنی برف همه جا پوشاند . « برف »  به لشکر تشبیه شده است که زمین را به تصرف خود در آورده است .

در « لشکر کشی بهمن » و « در بند شدن زال » آرایه ی تلمیح وجود دارد .  در « لشکر گیتی ستان برف » اغراق وجود دارد .

در واژه ی « بهمن » ایهام تناسب وجود دارد . یکی به معنی ماه بهمن و دیگری نام پسر اسفندیار است که برای گرفتن انتقام خون پدرش از رستم ، خاندان زال زر را بر انداخت و زال را دربند کرد . در معنی ماه بهمن با برف و در معنی دوم با زال زر تناسب دارد .

5ـ چون پوششی محکم از برف بر تن دارد . یعنی برف همچون پوشش جنگی ( برگستوان ) روزگار را از ضربات و آسیب حفظ کرده است .

6ـ بیت 11 « در خانه ها زبس که فرود آمده است برف       نامه به حلق خانه فرو هیچ نان برف » یعنی از بس در خانه ها برف باریده است ، جز لقمه ی برف نانی از حلق مردم پایین نرفته است .

بیت 13 « از بس که سر به خانه ی هر کس فرو برد         سرد و گران و بی مزه شد میهمان برف » یعنی از بس که برف باریده و در خانه ‌های مردم روی هم انباشته شده ، مانند میهمانی شده که زیاد ماندنش کسالت آور و خسته کننده شده است .

7 ) بیت های  13،18 ، 19 ، 20  .                                    8) آه و افسوس و ناله و درد و فغان .

 

خود آزمایی درس سی اُم  ( شکوه رستن ) ص 194

سنگ نماد انسان های سخت دل و بی عاطفه که قابلیت اثر پذیری ندارند .

     خاک انسان های فروتن و متواضع و انعطاف پذیر .

بیندیشیم   تفکر و تآمل در پدیده های هستی از جمله بهار و نعمت های خدا و عالم هستی که چه پیامی برای ما دارند .

 بیاموزیم   عبرت و پند گرفتن از پدیده ها و عجایب و شگفتی ها ی خلقت .

3ـ تشخیص ،  استعاره مکینه ، مجاز .

4ـ  نیما یوشیج ، سهراب سپهری ، اخوان ثالث ، قیصر امین پور ، سلمان هراتی ،

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳٩٠ - گروه ادبیات استان کرمانشاه

آغاز ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر در کرمانشاه( گارگاه شعر کردی )

حضور شاعران جوان کُرد و رویش جوانه های امید
حضور شاعران جوان کُرد و رویش جوانه های امید



گزارشی از ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر (بخش شعر کُردی)
...کرمانشاه را پایتخت فرهنگی غرب کشور می داند، شعر کردی را در این جغرافیای زبانی درختی سایه گستر می داند که این سالها به بار نشسته است. در ادامه به رویکرد تازه ی شاعران کرد اشاره می کند و می گوید: حرکت های تازه در وادی ادبیات امروز کردی کرمانشاه از جنبه های مختلف با گامهای دیروزین فرق دارد. ازیک سو طیف هنرمندان و شاعران این عرصه، به عنوان تحصیل کردگان آکادمیک و آشنایان با تئوریهای برتر دنیای ادبیات، با آگاهی تمام و نگاههایی بروز به پروسه ی نو گرایی در شعر کردی پرداخته اند و از دیگرسو محصولات هنری وادبی تولید شده قابل ترجمه به زبانهای برتر دنیا هستند...

ششمین جشنواره ی بین المللی شعر فجر - کرمانشاه
حضور شاعران جوان کُرد و رویش جوانه های امید

 

هفته نامه صدای آزادی : چند روز است که از طریق رسانه های مختلف در استان کرمانشاه درباره ی ششمین جشنواره ی بین المللی شعر فجر اطلاع رسانی می شود. بیشترین بار این اطلاع رسانی بر عهده ی شبکه های تلویزیونی و رادیویی کرمانشاه است. امروز همان روز وعده داده شده است یعنی روز هفدهم بهمن ماه ۱۳۹۰ قدم در فضای مجتمع فرهنگی - هنری انتظار می گذارم, هوا سرد است و در ورودی این مجتمع چند نفری در حال ورود و خروجند. وارد مجتمع می شوم چند نفر راهنمایی می کنند: « دو کارگاه شعر کُردی در طبقه ی اول و شعر فارسی در طبقه ی سوم در حال دایر شدن است. اما پیشنهاد می کنیم ابتدا به طبقه ی سوم بروید وپس از شروع رسمی کارگاه شعر فارسی اگر طالب شرکت در نشست شاعران کرد دارید، به این جا باز گردید» حقیقتا به قصد شرکت در نشست شاعران کرد آمده بودم اما از سر کنجکاوی سری به نشست شاعران فارسی گوی زدم. مجری نام آشنای کرمانشاهی «فریدونی» آنجا با غزلی زیبا مراسم را آغاز کرد:
«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم
هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم...

و سپس یکی دو شاعر شعر خواندند. مجری برنامه گفت: دوستانی که به قصد شرکت در نشست شعر کردی آمده اند، این نشست در حال برگزاری است. با شتاب خودم را به طبقه ی اول رساندم تا در کارگاهی صمیمی و درمحیطی گرم از احساسات شاعران کرد قرار بگیرم. مجری برنامه تازه شروع کرده بود. چهره ی نام آشنای این سالهای ادبیات کرمانشاه: علی سهامی که دانشجوی دکترای شرق شناسی است و از شاعران خوب این سامان که غزلهای کردی اش زبانزدند.

بیژن ارژن دبیر علمی بخش استانی جشنواره ی شعر فجر برای خیر مقدم ، با زبان فخیم کُردی شروع به سخن می کند . وی با ابراز خوشحالی از اینکه جشنواره ی بین المللی فجر توانسته به زبان کُردی نیز فرصتی بدهد، این فرصت را حرمت نهادن به مردمان صبور و مقاوم غرب کشور دانست . ارژن در ادامه گفت: امروز فرصتی فراهم شده تا در کنارصاحبنظران ادابیات کردی به بحثهای ویژه ای درباره چالشها و مسائل ادبی درحوزه ی شعر کردی بپردازیم
کم کم سالن در حال پرشدن است محمد چهری اولین شاعری است که با لهجه ی شیرین لکی دو بیتی های زیبایش را می خواند. این دوبیتی ها آغاز گر شعرهایی است که در این نشست صمیمی خوانده می شود. چهری همان طور که از شهرتش پیداست اهل روستای چهر از توابع شهرستان هرسین است . سالهاست در عرصه ی شعر لکی تلاش می کند. از وی به تازگی مجموعه شعری به چاپ رسیده است. پس از وی نوبت به کرم رضا کرمی شاعر پیشکسوت اسلام آبادی می رسد تا شعرهایش رابه مخاطبان ارائه کند. دو غزل در حال وهوای حسی برای مخاطبان می خواند اما زیبایی مخاطب پسند کار کرم رضا کرمی خواندن شعرهای طنز کردی است. درهمین ابتدای برنامه، مخاطبان با شنیدن اشعار طنزآمیز او به وجد می آِیند.
دکترسهامی مجری برنامه پشت تریبون می رود و اسامی حبیب اله بشخوده ، محمد رضا رستم پور، جلیل آهنگرنژاد وایرج قبادی را برای شرکت در نشست تخصصی به روی سن فرا می خواند و از این جا دریچه ای دیگر بر این کارگاه شعر کردی گشوده می شود.ابتدا حبیب بخشوده از روزگار تازه ی شعر کردی در ایلام می گوید وپس از توضیحی شفاف درباره ی این حرکت رو به آینده در وادی ادب کُردی، به انجمن هانا اشاره می کند که پاتوقی ازرشمند برای اهالی ادبیات کردی دراستان ایلام است.
آهنگرنژاد با نگاهی امید بخش از ادبیات کردی سخن می گوید. وی که کرمانشاه را پایتخت فرهنگی غرب کشور می داند، شعر کردی را در این جغرافیای  زبانی درختی سایه گستر می داند که این سالها به بار نشسته است. در ادامه به رویکرد تازه ی شاعران کرد اشاره می کند و می گوید: حرکت های تازه در وادی ادبیات امروز کردی کرمانشاه از جنبه های مختلف با گامهای دیروزین فرق دارد. ازیک سو طیف هنرمندان و شاعران این عرصه، به عنوان تحصیل کردگان آکادمیک و آشنایان با تئوریهای برتر دنیای ادبیات، با آگاهی تمام و نگاههایی بروز به پروسه ی نو گرایی در شعر کردی پرداخته اند و از دیگرسو محصولات هنری وادبی تولید شده قابل ترجمه به زبانهای برتر دنیا هستند. آهنگرنژاد در پایان ضمن طرح این سوال که کدام رسم الخط می تواند برای کتابت آثار ادبی قابل توجه باشد؟ رسم الخط رایج در میان همه ی کرد زبانان را رسم الخطی برتر اعلام کرد.
محمد رضا رستم پور شاعر ایلامی نیز در این نشست با امیدواری از آینده ی شعر کردی در حوزه ی کردی جنوبی سخن گفت. رستم پور ضمن بر شمردن مولفه های حرکت نوین شعر کردی خاطر نشان کرد که این سالها متن های تولیدی چه درعرصه ی شعر و چه در سایر قالبهای ادبی توانسته اند نظر بسیاری از صاحب نظران عرصه ی ادبیات را به خود جلب نمایند. وی نیز ترجمه پذیری شعر امروزی کردی جنوبی را یکی از مهم ترین فاکتورها برشمرد و گفت: اکنون بر بسیاری از تحصیل کردگان این حوزه در زبانهای مختلفی همچون انگلیسی و ... واجب است که این متن های تولید شده ی ادبی را به زبانهای دیگر برگردانند تا ویزای عبور شعر کردی به دیگر زبانها نیز صادر شود.
 ایرج قبادی شاعر کرمانشاهی نیز به نکاتی اشاره کرد. از جمله اینکه حدود بیست سال تمام است که درباره ی رسم الخطی برای شعر کردی کار می کند و بر این عقیده است که این رسم الخط می تواند تمامی مشکلات گویش ها و لهجه های مختلف را حل و فصل نماید.
پس از بحث هایی دیگر دوباره شاعران کرد یکی پس از دیگری برای ارائه ی آثارشان با موضوعات آزاد و با دعوت مجری برنامه به روی سن می آیند. بابک درویش پور شاعر هرسینی اولین نفری است که دراین بخش به روی سن می آید. درویش پور کارشناس ارشد ادبیات فارسی و در پیام نور هرسین به کار مشغول است. وی ابتدا غزلی شیوا و گیرا به گویش لکی می خواند که مورد استقبال حاضران در مجلس قرار می گیرد :

چه‌ چم چکیاسه ده‌ر ماله‌ت،  چه سه‌ر نریاسه دیواره‌ت

چه دل چو زیم ئه ژیر واران شه‌س  شان داسه پاساره‌ت

چه  بی ده نگ  ئیل ئیل   ئه  ئارزوو گوم بینه  سا  گیست

چه  گیان چوقیاسه  شیرینی ئه‌سه‌لکوو  شیوه  نازاره‌ت

چه  ئاساره‌ل  جورینه  خاک   تا  سه‌ر   بننه وه‌ر  پاتا

نه شار   ئه   شیوه   شیرینه ،   چه‌نی  دلگیره  ئیواره‌ت

وه هه‌ر لارا کی وا مه ونی بکه شه‌ن حه‌ق دری خاسی

گله‌ی  کی   کردمه  هه‌رگز   مه‌زانم  گه رمه بازاره ت

دلم   دلخوه ش    بیه    قاپی  شر   و    تالی    وه  تیتکتا

نه زانستم   کی  ئه وشه   ماوه بویل ئه ژیری لاواره ت

وتم    ویره    مه نیشی    تا    وه هاری تر،   وه هاری تر

وه هاری تر    می    هامه   خاک   و گیانم توینی ئاواره ت

تو   چیت   و کوچه    چوولیک   و خراوی مه ن وه میراتم

مه گه ر   بوو  بنمه قی  بوو تور هه ناسه ل پار و پیراره ت

و سپس دو شعر دیگر می خواند و می رود.
دو شاعر جوان سرپل زهابی به روی سن می آیند  نسرین بیگی و خانم شبنم کریمی. هردو شعر می خوانند اما انصافا غیر منتظره و بسیار زیبا. به گونه ای که می توان از آن به عنوان اتفاقات خوشایند این جشنواره یاد کرد. در این میان خانم کریمی استخوان دارتر و هنری تر به نظر می رسد. این شاعران نوید بخش جان تازه ای درکالبد شعر زنان کردی جنوبی می توانند به حساب بیایند.
هرچه به اواسط مراسم نزدیکتر می شویم مخاطبان، بیشتر و بیشترمی شوند.آقای حیدرعلی شفیعی ازایلام دو شعر سپید و چند دو بیتی می خواند البته قبل از شعر خوانی گلایه دارد که چرا او نیز به ارائه ی نظر نپرداخته است. آقای رضا حسنوند شاعر لرستانی نیز شعری بلند و زیبایی با گویش لکی می خواند. مجری برنامه در بین شعر خوانی شاعران با شور خاصی اشعار شاعرانی همچون شاکه و خان منصور، عبادتیان، آهنگرنژاد، موزونی، تمکین و ... می خواند.
علی محمد محمدی شاعر نام آشنای غزلهای دوست داشتنی فارسی از ایوان غرب شاعر بعدی است که به پشت تریبون می رود و شعری کردی را با موضوعی اجتماعی می خواند. شعری درباره ی خود سوزی دختران کرد ایلامی که این سالها به قول خودش درد عجیبی است. این شعر مورد استقبال مخاطبان شعر کردی می شود. پس ازشعر خوانی: مرادی، گل محمدی، عبدی پور و نظری نوبت به شاعر جوان کامیارانی رسید. احمد فاتحی با قرائت دو شعر سپید با گویش سورانی حضار را به یاد شکوه شعرهای شیرکو بیکس انداخت. صدای دلنشین او در هنگام قرائت شعر مخاطبان را بیشتر با لحظه های ناب شعرش همراه کرد.وی از این فرصت استفاده کرده و خبر برپایی جشنواره ی شعر کردی با محوریت کردی کلهری را به مخاطبان داد.
بهروز سپید نامه، نام آشنای شعر ایلام، غزل زیبایی خواند تا حسن ختامی برای حضور گرم  و پر رنگ شاعران ایلامی باشد.

 ashna.jpg

محمد آشنا شاعر و محقق هورامی زبان که این سالها در کرمانشاه زندگی می کند، به پشت تریبون دعوت شد تا درآخرین لحظات برنامه چند شعر زیبا به مخاطبان هدیه نماید. وی ضمن معرفی یکی از تازه ترین کتابهایش به نام «مزره ماچ» ازاین مجموعه شعر چند اثر را برگزید تا مخاطبان یک نشست زیبای ادبی را با طعم های مختلف گویش های کردی به اواخر برسانند.
حسن ختام این برنامه قرائت دو دو بیتی از یک شاعر جوان گیلانغربی مهدی قاسم نژاد بود که با همان گویش و لهجه ی بکر گیلانغربی و صدای محزون طنین ابیاتی را در گوش مخاطبان زمزمه کرد که تا مدتها لذت این نشست ادبی در اذهان بماند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳٩٠ - گروه ادبیات استان کرمانشاه

 

در روزهای سرد میانی پاییز شاهد انتشار کتاب ارزشمند«عارفان مکتب دینور» هستیم. . نویسنده ی این کتاب پژوهشگر نام آشنای گیلانغربی آقای علی سهامی است. سهامی دانشجوی دوره ی دکتری و از شاعران و نویسندگانی است که این سالها به شکلی علمی در عرصه های مختلف فرهنگی حضوری چشمگیر دارد. کتاب عارفان مکتب دینور دریچه ی تازه ای بر یکی از مهمترین مولفه های فرهنگی کرمانشاه است که با واکاوی دقیق به یکی از مباحث مهم عرفانی ایران زمین در گستره ی کرمانشاه و دینور می پردازد.
این کتاب به اهتمام انتشارات باغ نی کرمانشاه ، در شمارگان هزار نسخه و با بهای ۲۵۰۰ تومان در اختیار اهالی فرهنگ قرار گرفته است. ضمن آرزوی توفیق برای این پژوهشگر پرتلاش، مقدمه ی این کتاب را با هم می خوانیم:
در ازنای تاریخ شهرهایی بوده اند که در فرهنگ ایرانی سهم سترگی داشته اند و با خلق آثار فرهنگی به غنای فرهنگ ایران اسلامی افزوده اند . بعد از ظهور اسلام مناطق جبال از جمله کرمانشاه و دینور از نظر علوم و معارف اسلامی  در اوج شکوفایی بوده است به گونه ای که مفسران ، محدثان، فقیهان و دانشمندان و عارفانی از این سامان برخاسته اند. ابوبکر احمد بن حسین بن مهران دینوری از استادان علم قرائت و تجوید در قرن چهارم، ابوحفض عمر بن سهل دینوری قرمیسینی از حافظان حدیث واز علمای مشهور اوایل قرن چهارم، و وجود دو دانشمند مشهور دیگر به نام های ابن  قتیبه دینوری وابوحنیفه دینوری که منسوب به این دیارند، نشان از اهمیت جایگاه علم و ادب همزمان با اعتلای علوم دینی درمنطقه ی دینور و کرمانشاه است. تصوف و عرفان نیز در قرن سوم و چهارم در این دو شهر چنان به اوج رسید که حتی ابوالحسن هجویری وقتی که در اواسط قرن پنجم کتاب کشف المحجوب را می نویسد از کسانی چون ابراهیم شیبان کرمانشاهی، فارس دینوری، ابوعلی قرمیسینی نام می برد.
نام عارفان معروف دینور و کرمانشاه در قرن سوم و چهارم بر اساس  کتب اهل تصوف، همچون: اللمع فی التصوف، کشف المحجوب، التعرف، طبقات الصوفیه، رساله قشیریه ، مصباح الهدایه و نفحات الانس عبارتند از:  ۱- ابراهیم شیبان کرمانشاهی، ۲- ابوبکر کسایی دینوری ۳- ابوبکر محمد بن داوود  دینوری۴- ابوعبدالله دینوری ( محمد بن عبدالخالق) ۵- ابوسعید دینوری ۶- احمد بن دینوری(ابوالعباس) ۷- ابو عبدالله دونی دینوری ۸- احمد اسود دینوری ۹- ابوعلی قرمیسینی ۱۰- عباس بن فضل بن قتیبه بن منصور دینوری ۱۱- بُکران دینوری ۱۲- حسن قزاز دینوری ۱۳- صائغ دینوری۱۴- عطار دینوری (ابن مملوله)۱۵- عیسی قصار دینوری ۱۶- فارس دینوری کرمانشاهی ۱۷- مظفر کرمانشاهی ۱۸- ممشاد دینوری ۱۹- عایشه دینوری. وجود این تعداد عارف و انتساب جغرافیایی آنها به دینور و کرمانشاه باعث شده که این دو شهر به کانون نهضت تصوف ایرانی مبدل شود که متاسفانه تا کنون پژوهشی در این راستا صورت نگرفته است وحتی دینور درمقایسه با سایر شهرهای ایران بیشترین عارف را در دامن خود پرورش داده است و از این نظر با هیچ شهری در ایران قابل قیاس نیست.
دکتر شفیعی کدکنی در کتاب « قلندریه در تاریخ» می گویدکه : « از جمع هفتاد و هفت نفر عارف ایرانی بر اساس رساله قشیریه بیشترین سهم در  حدود ۵۵% خراسانیان اند { خراسان بزرگ در قدیم با تمام شهرهایش} و سپس غرب ایران از جمله دینور و کرمانشاه بیشترین صوفیان را دارند.» دینور دریک دوره  خطیر تاریخی به ویژه در قرن سوم وچهارم از جمله شهرهایی بوده است که در تولید کالای فرهنگ سهم بسزایی داشته که نام عارفان نام آوری که در این جستار از آنان ذکر خواهد شد برای اثبات دیرینه فرهنگی این دیار بسنده است. ...سایت بلوط

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳ بهمن ،۱۳٩٠ - گروه ادبیات استان کرمانشاه

غزل نقره پوش

پیش ازآن(( فلسفه ی دود)) به (( دالی))  برسد

کاش عطرنفس سبز شمالی برسد

 

چشم در راه همان لحظه که بانوی غزل

نقره پوش از پس آن کوه خیالی برسد

 

ماه پرعاطفه لبخند زن و نقره بپوش

بلکه از خنده ی تو صبح وصالی برسد

 

در غزل عشق تو را شرح دهم _هر وقتی _

فرصتی دست دهد یا که مجالی برسد

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٤ دی ،۱۳٩٠ - گروه ادبیات استان کرمانشاه

پاسخ خود آزمایی های ادبیات فارسی 3 انسانی

پاسخ خود آزمایی های ادبیات فارسی 3 انسانی          صفحه 13:

1-     با آشیل در حماسه یونان و بالدر در حماسه شمال اروپا ، هر سه از نقطه خاصی اسیب پذیر ند وجه شباهت رویین تنی .

2-     چون برایش احترام قائل است و نمی خواهد ارتباطش را با خانواده کیان قطع کند .

3-    از نظر گشتاسب بله چون می دانسته که رستم حاضر نیست دست به بند بدهد ولی از نظر آیین پهلوانی خیر ، بستن دست پهلوان توجیهی منطقی ندارد .

4-     خیرچون مصلحت اندیشی که با خفت وخواری همراه باشد ، پذیرفتنی نیست وبسته شدن دست پهلوان با آیین پهلوانی مغایرت دارد .

5-      برای منصرف کردن اسفندیار ،چون اسفندیار قصد جنگ دارد و به هیچ وجه حاضر به سازش نیست.

6-     آغاز درس ، نالیدن بلبل از سوگ اسفندیار که نشان دهنده یمرگی است که در پایان داستان انجام می گیرد .

صفحه 18:

1-     برای حفظ آبروی خودش رستم ناگزیر میشود چون پافشاری او را در مورد منصرف کردن اسفندیار بی ثمراست.

2-     ابتدا تلاش کرد تا رستم را متقاعد کند که جنگ را نپذیرد و هنگامی که رستم را درگیر جنگ دید به او کمک کرد .

3-     پذیرفتن بند خلاف آیین پهلوانی است ، رستم اگر به بند میداد ارزش و اعتبار پهلوانی را از دست می داد .

4-     بپیچم = پافشاری  میکنم ، اصرار می کنم . بپیچاند = منصرف شود ، برگرداند .

5-     اسفندیار را در جنگ بیشتر ثابت قدم می کند .

6-     ساده دلی که فقط پیک پدر بود.

7-     چون پرنده ای روش روان است و مظهر و نمادیاری گری است . چون اسفندیار در هفت خوان جفت او را کشته بود .

8-     خروش آمد از پاره ی هر دو مرد تو گفتی بدرید دشت نبرد ببردند از روی خورشید رنگ .

 

صفحه ی 29و 30 :

1-     پاک نویس کردن کتاب شروح الظفر

2-     چون به نظر او کتابی بود سراسر ناسزا به خانواده و تبارش ( هم نوعش ) .

3-     تو فقط باید بنویسی بدون اینکه در مورد نوشته ها اندیشه کنی .

4-     کسانی که شرزین را به خاطر اندیشه اش محاکمه می کنند .

5-     چون خطر سوختن کتاب وجود داشت .

6-     کم سوادی که خود را ارزان می فروشد

7-     قلم به دست کم تجربه

8-     تا آداب تشرف به دربار را بداند .

9-     برخورد حکومت های غاصب و خود کامه با صاحبان دانش و اندیشه و قلم .

10- از روی لطف ، بدون آنکه شایستگی اش را داشته باشد و طعنه و تمسخر

11- رسالت پاسداریاز خون شهیدان به عهده نویسندگان است که در هر دو مورد یک مفهوم را می رساند .

 

صفحه ی 36 :

1-     از دزدان حق السکوت می گرفت تا گزارش ندهد (شاه دزد)

2-     باخونسردی و تدبیربرخورد کرد.

3-     الف : قهرمان که بازرگان بود . ب: راوی که دانای کل است.

4-     برخورد بازرگان با پاسبان در مورد سرقت اموالش و حدس دشوار او که دزد مغازه چه کسی است.

5-     ،6- سمک عیار ، خیر وشر.

 

 

صفحه 52:

1-   ‌[داوری درباره ی وقایع و کسان که دوست و دشمن ، بیگانه و خودیگویی سرانجام اعضای یک خانواده می شود ] از نظر نویسنده وجه اشتراک دو کتاب است .

2-     قهرمانان بالزاک مانند قهرمان بیهقی در کسب پول و مقام هستند .

3-     وجود آدمی به دل است (دل جایگاه حق است )

4-     توجه به خرد ، پرورش آزاد مردان ، گسترش نیکی .

5-     نویسنده نه تنها شخصیت بیهقی را تحلیل میکند و او را از خلال اثرش می شناساند بلکه درباره چند و چون کتاب به داوری می پردازد .

 

صفحه 60:

1-     آنان تجسمی از روحیات و آرزوهای یک ملت اند .

2-   الف : اگر هزار در را به روی مرگ ببندید از روزنی که نمی پندارید به درون می آید .   ب: آن که انسانی را می کشد ، انسلنیت را می کشد .

3-     عدم تمایل هردو به جنگ وتن دادن به جنگی ناخواسته و در مورد اسفندیار وسوسه قدرت طلبی و پادشاهی

4-   گشتاسب در جنگ با ارجاسب دو سال مهمان رستم بود و رستم از او پذیرایی کرد ونه تنها پاداشی نگرفت بلکه پسرش را فرستاد تا رستم را دست بسته بیاورد .

5-      کار بیهوده و بی حاصل ( راه به جایی نبردن ).

 

صفحه 66 :

1-     کمی لغات عربی ، کوتاهی جملات : سزاست که خدمتش کنند ، آوردن حرف تاکیدی «مر»نمرود مرندیمان را گرفت .

2-     آوردن «ب» زایدآغاز فعل های ماضی بنشست ، بیاورند ، بگفت آوردن واژه هایی مانند مر اندر ، منجنیق تپش .

3-     جاه و مقام وبزرگی شان ازبین میرود .

4-     پاره کردن درمعنی شکستن . فرمودند معنی فرمان دادن . در ایمن درمعنی مطمئن .

5-     کاووس شاه .

6-   منظور از آتش در بیت حافظ آتش هجران و عشق است که از راه رسیدن به معشوق خواهان سرد شدن آن است (به وصال رسیدن ) و آن را با اتشی که قرار بود حضرت ابراهیم را بسوزاند و بر حضرت ابراهیم به سلامت سرد مقایسه کرده است . آرایه تلمیح .

 

صفحه 76 :

1- الف ) در مورد خواجه (خواجه احمد حسن میمندی ) هیچ قصد بدی نداشتم و کار ناروایی انجام ندادم و خانواده اش را مورد توجه قرار دادم .    

 ب ) از نعمت های جهان بهره برده ام و سیاست هایی به کاربردم ( پست ومقام هایی داشتم )

ج) این همه وسایل نزاع ودشمنی را به خاطرمال دنیا گذاشته و رفتند .

د) به پاسخ آن کارهایی که انجام داده ، گرفتار شده است .

2- توصیف ظاهر حسنک ، گریه و زاری مردم ، برخورد حسنک ، بابوسهل زوزنی .

3- توصیف جزئیات ، فضا سازی ، ایجاز و اطناب بع جا .

4- لا تبدیل لخلق الله ، اگر امروز اجل رسیده است، کس باز نتواند داشت که بردار کشند یا جزدار . که بزرگتر از حسین علی نی ام.

5- توصیف بوسهل ( خلقو خوی و عمل کرد او ) دار زدن حسنک . توصیف توطئه گری های بوسهل .

6- بیانگر وضع حاکمیت آن روزگار به کارگیری افراد مزدور برای پیش برد اهداف پلید .

 

صفحه 85 :

1-     الف )چه نظری داری درمورد ملک که گوشه نشینی اختیار کرده و حرکت و شادمانی را رها کرده است ؟

ب) پشتیبان سپاه من بود موجب رنج دشمنان و موجب زیبایی ( جمال ) دوستان بود .

ج) هرکسی که اندیشه ای ضعیف وناتوان و عقل کم و ناقصی دارد ، از مقام بالا بع مرتبه پست گرایش پیدامی کند .

د) قناعت نشانه پست همتی وکمی جوانمردی است .

2- نمادین ، شخصیت بخشی ، آرایه ها ، بر مفهوم غلبه دارد .به کاربردن مترادفات ، حذف شناسه به قرینه ، بع کاربردن موصوف و صفت جمع .

3- پیام مذمت :

دهان بینی ، اطلاعات غلط گرفتن و تصمیم گیری های ناآگاهانه ، سخن چینی .

4- گاو نماد موجودی صادق و درستکار ، شیر نماد حاکم زود باور ، کلیله نماد موجود عاقل و متعادل .

5- هرکه را همت او طعمه است ، در زمره بهایم معدود گردد، چون سگ گرسنه که به استخوانی شاد شود و به پاره ای نان خشنود گردد. خدمت کار سلطان در خوت وحیرت همچو خانه مار و هم خوابه ی شیر است ، که اگر چه مار خفته و شیر نهفته باشد . دردیده ی دشمنان خار وبر روی دوستان خال .

6- گرم شکمی = حریص بودن ، زیاد خواب بودن ، برباد نشاندن = تحریک کردن .

7- رنج نفس سیر و سمت نقض عهد و هلاک گاو و هدر شدن خون او .

 

صفحه 90 :

1-     پلیدیهای وجودم را با گریه کردن در برابر پروردگار از بین می بردند ( وجودم را صفا می دادم ) تصمیم گرفتیم که برگردیم .

2-     ( نشاید، نپاید ) ( برد، رود ) (انیس ، جلیس )

3-     پایداری کتاب ، بهره بردن متکلمان از آن ، افزودن بلاغت نویسندگان.

4-     هرچه نپاید ، دلبستگی را نشاید ، گل همی پنج روزو شش باشد زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم .

 

صفحه 93 :

1-     عید نوروز از بزرگترین وقدیمیترین عیدها است

2-     آموزش به کودکان در حفظ آداب ورسوم وسنت ها ،احترام به بزرگترها ،آموزش غیرمستقیم ،تشویق وقدردانی کردن.

3-     خلافت حضرت علی ،واقعه غدیرخم،ساختن کشتی نوح .

 

صفحه ی98:

1 تا جهان جفا را پیشه همی کند.

2در این بیت سرو نماد آزدگی است ودر متن درس سپیدار نماد تهی دستی است ودر هردو بیت نماد وجود دارد وتهی دستی درهردرخت مشترکاست ولی تفاوت معنایی درتهی دستی  وجوددارد .درمتن درس تهی دستی منظورتوشه آخرت نداشتن است.

3-نرگس ترنج راثمر دارندارزش مند می داند ولی سپیدار را بی ارزش میداند چون تهی دست است .

4-بیت 17،. به هارون ما داد..........

5-بیت17(مقایسه منزلت حضرت علی به هارون)

6-به کارگیری سخن برایمدح صاحبان قدرت مانند ریختن مروارید درپای خوکان است.

 

صفحه ی 102:

1-درشعرعراقی نوعی طلب دیده می شود عراقی خواهاندرد است به امید درمان از جانب معبود ،بابا طاهر تسلیم محض معشوق است وطا لب درد عشق .

2-چه باک آید ز کس آن را که او را نگهدارد ونگبا نش تو باشی .

3-دردامان می کشد ابهام وجود دارد .

4-سرکشی

5-تشبیه اشک به طوفان

 

صفحه ی110

1-بیت 5و6

2-دردورازتو،ایهام وجوددارد،الف:دردوریوهجران تو،ب : از تو دورباد.

3-بیت8و9

4-ایهام تناسب

5-شهیدشدن حضرت عباس وقطعه قطعه شدن بدن اوباعث اشکار شدن ایثارواز خودگذشتگی اوست .

6-ماه، آسمان،نور-و-کوه-،کمر،آیه ومحکم،لب وکنار.

 

صفحه ی114:

1-شخصیت بخشی به گل است ومقصودایناست که گل طبیعت

هم ازشهادت شهیدان ناراحت است .

2-ان مع العسر یسرا،جاءالحق وزهق البا طل

3-زمین سترون ودروی نشان ......

4-نه آرامش دارم ونه به سا حل نجا ت رسیده ام همچون آه بر روی آیینه  هستم که نا پایداری ولی بی ثبات است وچون ابرگذرا ونا پایدارم.

5-جهان

 

صفحه ی118:

1- طبیعت

2- بیت چهارم

3- نماد:خضوع وفروتنی در برابر معبود

4- صخره: نماد مردم مقاوم.دریا : نماد مشکلات وسختی وحوادث

 5- رزم شما رزمی عاشقانه و خدا جویانه است رزمی که در آن لطافت عشق و ایثار باشد . چه زیباست .

6- بیت ششم

 

صفحه 129 :

1-

2- منظورش این است که از همان بسطام که نزدیک بود ، گرفته شده است .

3-مسافت ، اعتقادات مذهبی مردم ، تحفه مخصوص شهرها ، از تاریخی

4 تکلیف دانش آموزی

5- خسی در میقات

 

 صفحه 135 :

1-     انتظار دارد که مدرس جدی تر و با استواری بیشتر صحبت کند.

2-   معتقد است که نگاه امام خمینی خشم آگین است و می توان آن را در پله کمام گذاشت و نگاه برادرش آ رام که می توان به آن تکیه کرد .

3-     آرام بودن و متفکد بودن و سخنان اندیشه گرانه گفتن واعتقادات ظلم ستیزانه

4-     سوم شخص

 

صفحه 140 :

1-     محدود بودن اندیشه انسان از درک عالم عرفان

2-          

3-     خال لب،

 

صفحه 144 :

1- نمازی که انسان   خدا هیچ نبیند وهیچ چیز حس نکند جز درک باری تعالی که موجب کمال انسان است و انسان را به خدا می رساند همان گونه که حضرت علی (ع)در متن درس ....

2- وقتی که جمال حضرت یوسف که نمونه ای از جمال ذات باری تعالی است ، انسانها (زن ها) را آن گونه شیفته و سرمست می کند ، به جاست که دیدار ذات حق تعالی حضرت علی را این گونه سرمست و از خود بی خود می کند .

3-

اقوال نیک ، افعال نیک ، اخلاق نیک و معارف

4-   انسان کامل هیچ اطاعتی را بهتر از آن نمی داند که جهان را اصلاح کند و درمیان مردم درستکارس را رواج دهد و عادت ها ورسوم بد را از میان بردارد و راه و روش درست را در بین مردم رواج دهد. مردم را به خدای تعالی بخواند و از عظمت و بزرگواری و یگانگی خداوند به مردم خبر دهد . و مردم را دوستدار ویار یکدیگر کند. تا به یکدیگر آزار نرسانند و آسایش یکدیگر را از بین نبرند و یار یکدیگرباشند و فرمان دهد تا مردم به یکریگر آسیب نرسانند نه از راه زبان ونه از راه دست . وقتی که بر خود واجب کنند که به یکدیگر صدمه و آسیب نرسانند در حقیقت با هم پیمان بسته اند . و نباید پیمان را بشکنند و هر کس که پیمان شکنی کند ، ایمان ندارد . کسی که پیمان ندارد ایمان ندارد . مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او در آسایش باشند.

 

 صفحه 147 :

1-     همه سرگشته و یک جز از انسان ....

2-     هردو

3-     بیت اول

4-     بیت ششم

5-     چون جهان منعکس کنندهی جمال معبود ازلی است .

6-     بیت چهار و هفت و هشت

7-     غنایی

8-     بیت نهم

 

صفحه 159 :

1-      دریا : حقیقت مطلق (حق ) شبنم: بهشت.

2-      تحقیق دانش آموزی

3-      سالک نبودن آنها

4-   هدهد که نماد رهنما و رهبر است . دریا و خشکی که سختی راه عشق است . سیمرغ :که نماد حقیقت مطلق است . بازشکاری که نماد جاه طلب و مقام طلب است .

 

صفحه 164 :

1-   سخنان عارفانه در کلام و قافیه نمی گنجد ، نادان همواره گرفتار مشکلاتی است که برای خود به بار می آورد ، در عرفان حفظ زبان و رعایت خاموشی لازم است .

2-   مردن پرنده در هندوستان و آموزش دادن به طوطی بازرگان ، زندگی عاشق موقوف به فنا و نیستی است . به جز خدا به چیز دیگری نیندیشیدن

3-   به جز معبود و معشوق به چیز دیگری نباید اندیشید و در همه احوال باید به خداوند اندیشید .در پناه لطف حق گریختن و تکیه گاهی جز حق تعالی نداشتن و به دستاویز دیگر متوسل نشدن.

4-      طوطی : نماد جان پاک ومجرد . قفس : نماد تن . هندوستان : نماد عشق و عرفان

5-   عطار داستان را بیان کردهبدون افزودن مطلبی به آن در حالی که مولانا درلابه لای کلام گریز به عرفان زده و داستان را به مسایل عرفانی کشانده شاید به همین دلیل است که عطار این داستان را در حدود 30 بیت بیان کرده ولی مولانا آن را در 367 بیت در دفتر اول آورده است .

6-      خشمگین شدن ، مردن ، مورد توجه واقع شدن .

 

صفحه 171 :

1-     زاهد و پادشاه = مذمت زهد ریایی ، بادنجان بورانی = تملق و چاپلوسی

خلعت خاص دوستان شیطان : درمورد عنایت شاهانه به بیانی طنزآمیز 

 مذمت : سوگند دروغ و سخن دروغ

شمار عاقلان : طنزی است که بیانگر این است که انسان های نادان بیش تر از دانایان هستند .

عسل قاتل : زیرک بودن وآگاهانه برخورد با کسی که به انسان نیرنگ می زند .

2-     بیت دوم

3-      بیت چهارم

 

صفحه 183 :

1-     همسر

2-     به برکت این افسون نه کسی می توانست مرا ببیند و نه در مورد من تصور بدی کند .

3-        

4-     خاک پشت سر کسی ریختن  : انتظار بازگشت مسافر را نداشتن

5-     ندارد

6-     چون در راه عشق بی پایان به خدا زندگی و هستی خود را از دست داده اند .

صفحه 192 :

1-     شایددر متن درس به معنی شایسته است ولی امروزه قید شک و تردید است .

2-     در عطر گل یاسمن (شا دابی و سر سبزی طبیعت )

3-   تشبیه : سفید شدن روی زمین از برف مانند زال که موی سفید دارد . تلمیح : اشاره داردبه داستان بهمن و زال در شاهنامه فردوسی . ایهام : که در واژه ی بهمن ایهام دارد یکی منظور ماه بهمن است و دیگر اشاره دارد به شخصیت در شاهنامه فردوسی .

4-     با پوشش برف

5-     مانندمیهمانی که سکونت او طولانی شده وباعث خسته شدن میزبان می شود .

6-     بیت دوازدهم و نوزدهم و بیستم

7-     آه غم انگیز

 

صفحه 194 :

1-   سنگ : نماد انسانهای  که بی روح هستند و هیچ دچار دگرگونی اندیشه نمی شود و از طبیعت الهام نمی گیرند. خاک : نماد انسانهایی که از وجودشان دیگران بهره مند می شوند .

2-     نگرش عمیق و دیدی و سیع داشتن

3-   تشخیص در خاک ، تشخیص در مهروهمچنین ایهام در مهر استعاره از نوع تشخیص در سینه خاک . شکافته شدن زهره ی خاک کنایه از رویش گل و گیاه

4-     نیما یوشیج ، سهراب سپهری ، فریدون مشیری ، فروغ فرخزاد

....

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۳ آذر ،۱۳٩٠ - گروه ادبیات استان کرمانشاه

حذفیات و بارم قافیه و عروض ومتون نظم ونثرتخصصی2 علوم انسانی

سر گروه های محترم منا طق

 

به اطلاع می رساند دروس ادبیات فارسی تخصصی ۱ و ۲  عروض و قافیه و نقد ادبی ( ۱ ) - متون نظم و

نثر ( ۲ ) به درس ادبیات فارسی تبدیل شده است .

در همین راستا توجه به توضیحات زیر بسیار ضروری است .

الف ) حذفیّات :

۱ - بخش عروض درس های ۸ و ۹ شامل صفحات ۶۳ - ۶۸ و نیز ۶۹ - ۷۲

۲ - شعر و شاعری شامل صفحات ۵۰ - ۵۳

۳ - فصل ۵ صفحات ۶۴ - ۷۵

۴ - دو کبوتر صفحات ۹۲ - ۱۰۲

۵ - عرفان و تصوف فقط ( در ذکر عشق ) صفحات ۱۲۴  - ۱۲۷

۶ - فصل ۸ ادبیات عامیانه صفحات ۱۳۴ - ۱۴۹

ب )بخش های امتحانی مربوط به نیم سال اول

۱ - از درس اوّل تا پایان درس ششم  ( عروض و قافیه )

۲ - از درس اوَل تا پایان فصل سوّم   ( متون نظم و نثر )

.................................

 بارم پایانی اول : قافیه:  دونمره و نیم

عروض: هفت ونیم نمره

 ..................................................

 

ازکتاب متون نظم ونثر

معنی ومفهوم شعر ونثر:سه نمره

درک مطلب: دو نمره

خود آزمایی:یک و نیم نمره

معنی واژه:یک نمره

دانش های ادبی (تاریخ ادبیات.سبک شناسی. آرایه ها ) :یک و نیم نمره

شعر حفظی یک نمره

جمعا بیست نمره

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٦ آبان ،۱۳٩٠ - گروه ادبیات استان کرمانشاه

برنامه عملیاتی گروه زبان و ادبیات فارسی متوسط نظری استان کرمانشاه

برنامه عملیاتی سالانه گروه آموزشی ادبیات فارسی متوسطه نظری سال تحصیلی 91-1390

 

برنامه

ردیف

فعالیت

واحد

مقدار

زمان

طراحی آموزشی
(بهبود روشهای یاددهی ، یادگیری)

1

شرکت در گردهمایی و کارگاه سراسری سر گروه های آموزشی کشور

جلسه

1

به تناسب زمانبندی دبیرخانه

2

تهیه جزوات کمک آموزشی در دروس هدف زبان فارسی

مگابایت

1

1/7/90 لغایت 25/12/90

3

برگزاری گردهمایی سرگروه های آموزشی نواحی و مناطق

جلسه

1

1/7/90 لغایت 30/8/90

4

بازدید از مدارس و کلاس درس و نظارت بر فرایند تدریس

کلاس

30

در طول سال تحصیلی

5

نظارت و پیگیری – در بازدیدهای گروه های آموزشی- بر نمرات مستمر همکاران

کلاس

6

1/7/90 لغایت 30/2/91

6

 

 

 

 

خلاقیت و نوآوری

1

مسابقه تولیدو طراحی وسایل آموزشی در دروس زبان و ادبیات فارسی

وسیله

 

20/12/90

2

فنی سازی و به روز رسانی و بلاگ گروه ادبیات فارسی

مگابایت

1

در طول سال تحصیلی

3

برگزاری نمایشگاه از خلاقیت و دست سازه های دانش آموزان در دروس زبان و ادبیات فارسی

 

 

1/7/90 لغایت 30/11/90

4

ارسال مقاله جهت درج در فصلنامه ادبی پویه

مقاله

4

30/8/90 تا 31/3/91

5

 

 

 

 

نقد و بررسی کتاب

 

 

1

برگزاری مسابقه تولید محتوای آموزشی بر اساس محتوای کتب درسی زبان و ادبیات فارسی

برنامه

1

15/7/90 لغایت 20/12/90

2

برگزاری مسابقه تحلیل محتوای آموزشی و علل افت تحصیلی در دروس زبان و ادبیات فارسی

برنامه

1

15/7/90 لغایت 15/12/90

3

 

 

 

 

سنجش و ارزیابی

1

ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی زبان و ادبیات فارسی نواحی و مناطق

برنامه

1

1/7/90 لغایت 31/3/91

2

بازدید از چگونگی فعالیت گروه های زبان و ادبیات فارسی نواحی و مناطق

برنامه

4

در طول سال تحصیلی

3

بررسی و تحلیل سئوالات خرداد ماه سال 90 درس زبان و ادبیات فارسی

سئوال

24

15/7/90 لغایت 30/11/90

4

تهیه بانک سئوالات فرا دانش در پنج سال اخیر دروس زبان و ادبیات فارسی

سئوال

30

 

5

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٠ - گروه ادبیات استان کرمانشاه